فرهنگ و هنر
همزیستی ادیان در اصفهان
اصفهان همواره محل زندگی ملیتهای گوناگون و مذاهب و دینهای مختلف به شمار می‌آمده و در مهاجرت‌های معتقدان دینهای گوناگون نیز جزو شهرهای بزرگ مهاجرپذیر بوده است. بیش از دو هزار و پانصد سال قبل کوروش شاهنشاه هخامنشی با اتخاذ روش و سیاست مدارا در برابر ملتهای مختلف و باورهای گوناگون آنها، یهودیان را که به دست بخت‌النصر (نبوکد نصر) اسیر شده و در بین‌النهرین به اجبار اسکان داده شده بودند رهایی داد که بخشی از آنان به سرزمین خود بازگشته و عده‌ای وارد ایران شده و بیشتر آنها در اصفهان اقامت گزیدند.
در سال 19 ه. ق. اصفهان بدون جنگ و خونریزی و با انعقاد یک صلحنامه به دست سپاهیان اسلام افتاد و جزیی از سرزمین وسیعی شد که اسلام بر آن حکومت می‏کرد. در دوره سیصد ساله پس از آن در قرن چهارم هجری، در زمان آل ‏زیار و آل ‏بویه، به‏ عنوان پایتخت مورد استفاده قرار گرفت. در قرن پنجم، در دوران سلجوقیان، پایتخت امپراطوری وسیعی شد که یک مرز آن رود سیحون و مرز دیگرش سواحل شرقی دریای مدیترانه بود. مجددا در اوایل قرن یازدهم (1006 ه.ق.) شاه ‏عباس پایتخت دولت صفوی را از قزوین به اصفهان انتقال داد و قریب یک قرن ‏و نیم این شهر پایتخت سلسله صفویه بود. به همین واسطه از شهرت جهانی برخوردار شد. عمده آثار باستانی اصفهان مربوط به این دوره می باشد.
با ورود اسلام به ایران و قبول آن دین از سوی ایرانیان، در اصفهان نیز معتقدین به اسلام، مسیحیت، یهودیت و پیروان دین زرتشت، در کنار هم می‌زیستند. در قرنهای بعد، با پدیدآمدن فرقه‌های مذهبی مختلف در اسلام، اصفهان باز هم محل زندگی فرقه‌های مذهبی مختلف و متعدد اسلامی بود. در گوشه‌ای از آن شافعیان، در گوشه‌ای دیگر حنفیان، در یک قسمت شیعیان و در بخشهایی نیز پیروان مسیح و موسی و زرتشت زندگی می‌کردند. در عهد صفویان نیز هنگامی که شاه عباس اول، ارمنیان مسیحی را از جلفای ارمنستان به محلی در نزدیکی اصفهان کوچ داد، قوم جدیدی با دین و فرقه‌های مذهبی ویژة خود در کنار اقوام و ادیان قبلی جای گرفتند. زیرا این مهاجران تازه نیز پیرو فرقه‌های مختلفی از دین مسیح بودند. بدین ترتیب اصفهان همواره زیستگاه دهها عقیدة مذهبی و دینی بوده است.
دین اسلام
اولین مسجد در اصفهان در زمان خلافت حضرت علی (ع) در محلّة گلبار در کنار مرقد شیعا و مقبرة امام‌زاده اسماعیل ساخته شد. استادان و دانشمندان مبرز ایرانی و اصفهانی به تدریس و تألیف و ترجمه پرداختند و حاصل زحمات خود را به نام آثار اسلامی در جهان منتشر ساختند. تاجایی که در دورة صفویه بنا به نوشته شاردن، سیّاح فرانسوی تعداد مدارس مذهبی در اصفهان 57 باب ذکر شده وکتاب تاریخچه وقف، تعداد مساجد را 180 باب آورده است. همه این مدارس و مساجد و حوزه های علمیه کتابخانه داشته و مدرسین دانشمند و بزرگی در آنجا تدریس می‌نمودند و به وعظ و خطابه می‌پرداختند. بیشتر آنها دارای موقوفاتی بودند که مخارج آنها را تأمین می‌کرده است. بعضی از آنها دارای اطاقهای متعدّدی بوده که طلاب علوم دینی در آنجا به صورت شبانه‌روزی زندگی می‌کردند.
مهمترین دوره و اوج شکوفایی مذهبی این شهر مربوط به دوره صفویه بوده است که با هجرت دانشمندان شیعه از لبنان و دیگر مناطق، این شهر مرکزیت علمی در همه زمینه ها پیدا نموده و می توان این دوره را یکی از دوره های طلایی و تمدن پیشرفته شیعه تلقی نمود. در این دوره محقق کرکی عاملی به عنوان بزرگ فقیه و دانشمند شیعه در دربار، به عنوان مشاور اعظم و پس از او شیخ بهایی و سپس علامه مجلسی نقش والایی را در شکل گیری این تمدن شیعی ایفا نمودند. شیخ بهایی با برخورداری از تخصص در بیشتر علوم زمان خود و مهندسی فوق العاده، مدیریت علمی این تمدن با شکوه را بر عهده گرفته و اصفهان در زمینه کشاورزی، صنعت، معماری و هنر سرآمد شهرهای اسلامی شد.
حوزهای علمیه در این شهر نقش والای خود را ایفا نمودند و مدرسه های بزرگی در این شهر با معماری زیبای اسلامی شکل گرفت مانند مدارس چهار باغ، صدر، نیم آور، صدر خواجو، ملاعبد الله، جده و ... در دوره صفویه در این شهر جریانهای علمی بزرگی در زمینه دانش فقه و حدیث و تفسیر و فلسفه در این شهر شکل گرفت که آثار و تالیفات این دوره مهمترین کتب علمی امروزه در حوزه های علمیه به حساب می آید. دایرة المعارف بزرگ بحارالانوار مهمترین کتاب شیعه محصول این دوره و تالیف علامه مجلسی می باشد.
اهم دانشمندان و فضلا و عرفایی که در مراکز دینی این شهر به تدریس اشتغال داشتند عبارت‌اند از: علی بن سهل متوفی به سال 280 هجری، ابوالفرج اصفهانی متوفی به سال 360 قمری،حمزة اصفهانی متوفی به سال 360 قمری، حافظ ابونعیم متوفی در ابتدای قرن چهارم، ابوعبدالله معصومی متوفی در نیمه اول قرن پنجم، راغب اصفهانی متوفی به سال 565 قمری، ابوعلی مسکویه متوفی به سال 240 هجری، مفضل بن سعد بن حسین مافروخی، صاحب بن عبّاد و محقّق کرکی معروف به محقق ثانی. علاوه بر اینها بسیاری از دانشمندان معروف دیگر از جمله: ابن سینا، ملاصدرا، علاّمه مجلسی، میرداماد، میرفندرسکی، شیخ بهایی و در این اواخر نیز آیت الله آقا رحیم ارباب و استاد جلال همایی، در حوزه‌های علمیه اصفهان به تدریس علوم اشتغال داشته‌اند.
اصفهان به برکت وجود بسیاری از علما و فضلا و عرفا و شعرا و دانشمندان به دارالعلم شهرت داشته است.
دین مسیحیت
دین مسیح دارای سه فرقة بزرگ کاتولیک، ارتدکس و پروتستان می‌باشد. قسمت اعظم ارمنیان جلفای اصفهان تابع فرقه ارتدکس می‌باشند، ولی چون توسط حضرت «گریگور منوّر»، دین مسیح را پذیرفته‌اند آنها را «گریگوریان» و یا «جرجیسیان» می‌گویند که «جرجیس» معرب همان گریگور است.
ارمنیان اصفهان ابتدا در ارمنستان زندگی می‌کردند و پیوسته با دولت عثمانی در جنگ و جدال بودند و در سال هجری از ارمنستان به اصفهان کوچانده شدند و در قصبة «جلفا» ساکن شدند. بافت جلفا مانند قصبة ارمنیان در ارمنستان می‌باشد که به دستور شاه عباس اول ساخته و به همان نام نامیده شده است. پس از کوچ ارمنیان، شاه عباس برای آنها حقوق و امتیازات خاصّی تعیین نمود. چنانکه می‌توانستند برخلاف عیسویان و یهودیان برای خود خانه بخرند و قاضی و کلانتر انتخاب نمایند و در اجرای مراسم سنّتی و مذهبی خود آزادی عمل داشته باشند. هیچ مسلمانی حق نداشت در جلفا ساکن باشد و اگر مسلمانی نسبت به ارمنیان بدرفتاری می‌نمود، به کیفر می‌رسید.
در ایران برای ارمنیان سه خلیفه‌گری وجود دارد یکی در تهران، دیگری در آذربایجان و سومی در جلفای اصفهان. ارمنیان در ایران چهار دیر، یعنی کلیسای بزرگ دارند که دو دیر در آذربایجان غربی و دو دیر دیگر در جلفای اصفهان قرار دارند. جلفا در گذشته که جمعیّت بیشتری در آن ساکن بودند، دارای 24 کلیسا بوده اما بر اثر مرور زمان بعضی از آنها رو به ویرانی نهاده است و اکنون فقط دارای 13 کلیسا می‌باشد که مربوط به ارمنیان گریگوری است.
آیین زرتشتی
مردم گی یا جی در روزگاران پیش از اسلام از پیروان آیین زرتشت بوده اند. کهن ترین یادگار تاریخی اصفهان، آتشگاه اصفهان که بر فراز تپه ای بلند قرار دارد. با ورود اسلام به این سرزمین گروهی از ایشان دین اسلام را پذیرفتند، گروهی به شرق کوچ کردند و گروهی همچنان بر باورهای دینی خود پایدار ماندند.
پرستشگاههای زرتشتیان را آتشگاه می‌گویند که مهمترین آنها در اصفهان در کوه آتشگاه بوده است. این کوه در 8 کیلومتری غرب اصفهان است. این کوه در حقیقت تپه‌ای است به ارتفاع هزار متر که در منطقه حاصلخیز ماربین اصفهان قرار دارد.
همچنین چندین آتشکده دیگر که بر اثر مرور زمان و یورش بیگانگان و مخالفان نابود، یا از اهمیّت و اعتبار افتاده است؛ از جمله، آتشکدة «قلعه ‌بزی» که در زمان ملکشاه جز حصار اطراف آن، بقیه را خراب کردند؛ همچنین آتشکده‌ای در قریة «دارک» یا «ارزنان» که خراب شده است.
دین یهودیت
پس از فتح بابل، در سال 538 قبل از میلاد و پایان اسارت قوم یهود، عده‌ای به وطن بازگشتند و برخی در بابل ماندند و به شغل تجارت پرداختند. بین سالهای 535 تا 524 قبل از میلاد مهاجرتهای بزرگی از جنوب بابل به شوش، اهواز، پاسارگاد و اکباتان صورت گرفت و چون پادشاه ایران پیوسته از قوم یهود طرفداری می‌کرد این قوم بیشتر در نزدیکی‌های مقرّ حکومت شاهان ایران مانند استان فارس، استان همدان و حوالی تخت جمشید که در دوران هخامنشیان پایتخت ایران بوده زندگی می‌نمودند.
امروزه اصفهان دارای 21 کنیسه و زیارتگاه می‌باشد که در نقاط مختلف شهر پراکنده است. از میان 21 کنیسة یهودیان، 16 کنیسه آن در جویباره، 2 کنیسه در محلّة دردشت، یک کنیسه در کوچه گلبهار، یک کنیسه در دبیرستان اتّحاد و یک کنیسه هم در چهارراه فلسطین قرار دارد. یهودیان غیر از قبرستان معروف استراخاتون در پیربکران قبرستان دیگری نیز در 5 کیلومتری مشرق اصفهان دارند که در دهکده‌ای به نام «گرکون» از محلاّت قهّاب واقع شده است.
هنر
کشور ایران و جهان درگذر از هزاره اول به هزاره دوم هجری قمری تحولات شگفت آوری را از سرگذرانده و تجربه کرده و همه سده های بعد از آن را تا امروز که درآنیم متاثر خود ساخته است. در چنین شرایطی "اصفهان" به عنوان پایتخت صفویان انتخاب شد و در پیوندی زمانی مجموعه دستاوردهای سده های گذشته را به شکل تکامل یافته ای به منصه ظهور گذارد. ایران به عنوان یکی از مهمترین مراکز جهان اسلام به رفاقت و رقابت درون فرهنگی با حوزه های دیگر فرهنگی در جغرافیای اسلامی همچون شبه قاره، آسیای صغیر و آسیای میانه پرداخت. این تبادلات درون فرهنگی موجب تحولاتی اساسی در اندیشه، هنر، ادبیات، جامعه، اقتصاد و سیاست این دوره شد چنانکه فصل نوینی را در تاریخ کشور ایران ورق زد. این فصل نوین چالش ها یا پیوستگی های عناصر گذشته و تازه و نیز، بیرونی و درونی را به همراه داشت چنانکه موجب ظهور سبک ها و مکاتب نو از جمله مکتب اصفهان گردید. از جمله شاخه های گوناگون هنری، ادبی و فلسفی مکتب اصفهان می توان به نگارگری، خوش نویسی، موسیقی، هنرهای نمایشی، هنرهای صناعی، معماری و شهرسازی، ادبیات و حکمی - هنری اشاره کرد. مکتب موسیقی اصفهان، مربوط به آخرین دوره تاریخی است که ایران، صاحب قدرت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و منطقه‌ای بوده است. در زمان صفویه، به دلیل تجمع ثروت در اصفهان، ساخت ‌وساز اماکن تاریخی مثل کاروانسراها، مساجد و باغ ها رواج یافت، هنرمندان در پایتخت گرد حاکمان جمع شدند و هنر موسیقی هم صاحب مکتب شد. در دوران حکومت قاجار که بیش از 150 سال دوام یافت، آرامش نسبی فراهم و به مسائل فرهنگی مثل موسیقی عنایت شد و به دلیل این‌که در این دوران، تهران پایتخت بود، موسیقی ‌دانان و تعزیه‌ خوانان برجسته اصفهانی برای آموزش تعزیه‌خوانان تکیه دولت به تهران فراخوانده شدند و در این دوران، مکتب موسیقی تهران رواج یافت و مکتب موسیقی اصفهان کمی مغفول ماند با این‌ وجود اهالی موسیقی اصفهان، نسل به نسل موسیقی مکتب اصفهان را تا به امروز منتقل کردند.
در دوره حکومت شاه عباس هنر بسیار مورد حمایت بوده ، معماری منسوجات فرشها و سفالگری این دوره ستایشگران پرو پا قرصی داشت. در هنر نقاشی ایران تغییر و تحولات کلی بوجود آمد و هنرمندان به آزادی بیشتری نسبت به گذشته دست یافتند واز چهار چوب موضوعاتی که قبلاً هنرمندان روی آن کار کرده بودند فراتر رفت . نقاشی از درون صفحات کتابهای خطی بیرون آمد و نقاشی و طراحی به صورت تک ورقی رواج پیدا کرد ، بیشتر موضوع کار این نقاشان به تصویر کشیدن زندگی سنتی مردم و درباریان و تصویر کردن اشخاصی بود که لباسهای فاخر و الوان پوشیده اند و همچنین در همین زمان است که سبک طراحی به شیوه قلم گیـــری از اهمیت خاصی برخوردار می گردد.
هنرمندان اصفهانی در طول تاریخ، اقدام به انتقال تجربیات خود به نسل های بعدی نموده اند. امروز خاتم‌کاری، میناکاری،گچبری، قلمزنی، مینیاتور، قالی بافی، زری و مخمل بافی، قلمکاری، کاشی‌کاری، مسگری، منبت‌کاری، سفالگری، گره چینی و فیروزه کوبی عمده صنایع دستی استان هستند.
تاریخ به روز رسانی:
1396/12/06
تعداد بازدید:
236
Powered by DorsaPortal